قانون
ساختار نظام جامع رفاه و تأمين اجتماعي
مجلس شوراي اسلامي لايحه ساختار
نظام جامع رفاه و تأمين اجتماعي را در سه فصل و نوزده ماده تصويب كرد .
متن كامل اين لايحه كه در جلسه
علني روز دوشنبه 21/2/1383 مجلس تصويب شده و از تاييد شوراي نگهبان نيز گذشته بدين
شرح است.
فصل اول :اهداف قلمرو و وظايف
ماده 1 :
در اجراي اصل بيست و نهم قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران و همچنين بندهاي 2 و4 اصل
بيست و يكم قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران و در جهت ايجاد انسجاد كلان سياستهاي
رفاهي كه به منظور توسعه عدالت اجتماعي و حمايت از همه افراد كشور در برابر
رويدادهاي اجتماعي ، اقتصادي ، طبيعي و پيامدهاي آن ، نظام تأمين اجتماعي با رعايت
شرايط و مفاد اين قانون و از جمله براي امور ذيل برقرار مي شود:
الف – بازنشستگي ، از كارافتادگي
و فوت.
ب – بيكاري.
ج – پيري.
د – در راه ماندگي ، بي سرپرستي
و آسيب هاي اجتماعي.
هـ - حوادث و سوانح.
و – ناتواني هاي جسمي ، ذهني و
رواني.
ز – بيمه خدمات بهداشتي ، درماني
و مراقبتهاي پزشكي.
ح – حمايت از مادران به خصوص در
دوران بارداري و حضانت فرزند.
ط – حمايت از كودكان و زنان بي
سرپرست.
ي – ايجاد بيمه خاص بيوگان ،
زنان سالخورده و خودسرپرست.
ك – كاهش نابرابري و فقر.
ل – امداد و نجات.
تبصره 1 : برخورداري از تأمين اجتماعي به نحوي كه در اين قانون
مي آيد حق همه افراد كشور و تأمين آن، تكليف دولت محسوب مي شود.
تبصره 2 : آثار و تبعات منفي احتمالي ناشي از اقدامات دولت از
جمله مصاديق رويدادهاي اقتصادي و اجتماعي هستند.
تبصره 3 : شهروندان خارجي مقيم جمهوري اسلامي ايران نيز در
چارچوب موازين اسلامي، مقاوله نامه ها و قراردادهاي بين المللي مصوب و با رعايت شرط
عمل متقابل، از حمايت هاي مربوط به نظام جامع تأمين اجتماعي برخوردار خواهند بود.
ماده 2 :
نظام جامع تأمين اجتماعي شامل سه حوزه است:
الف – حوزه بيمه اي : شامل بخش
بيمه هاي اجتماعي از جمله بازنشستگي، بيكاري، حوادث و سوانح، از كار افتادگي و
بازماندگي و بخش بيمه هاي درماني ( بهداشت و درمان ) است.
تبصره : خدمات بيمه هاي اجتماعي
و درماني به دو سطح همگاني و تكميلي تقسيم مي شود به طوري كه:
1- حدود خدمات بيمه اي همگاني را
قانون تعيين مي كند.
2- بيمه هاي تكميلي به آن دسته
از خدمات بيمه اي گفته مي شود كه علاوه بر سطح خدمات بيمه هاي همگاني، با انعقاد
قراردادهاي انفرادي يا گروهي في مابين بيمه شده و بيمه گر و پرداخت حق بيمه توسط
بيمه شده انجام مي پذيرد و دولت در قبال آن تعهد مالي نداشته، اما مكلف به پشتيباني
حقوق و قانوني لازم از اين گونه بيمه ها است.
ب- حوزه حمايتي و توانبخشي :
شامل ارائه خدمات حمايتي و توانبخشي و اعطاي يارانه و كمك هاي مالي به افراد و
خانواده هاي نيازمندي است كه به دلايل گوناگون قادر به كار نيستند و يا در آمد آنان
تكافوي حداقل زندگي آنان را نمي كند.
ج – حوزه امدادي: شامل امداد و
نجات، نجات در حوادث غير مترقبه.
ماده 3 :
اهداف و وظايف حوزه بيمه اي به شرح زير است:
الف – گسترش نظام بيمه اي و
تأمين سطح بيمه همگاني براي آحاد جامع با اولويت دادن به بيمه هاي مبتني بر بازار
كار و اشتغال.
ب – ايجاد هماهنگي و انسجام بين
بخش هاي مختلف بيمه هاي اجتماعي و درماني.
ج – اجراي طرح بيمه اجباري
مزدبگيران.
د – تشكيل صندوق هاي بيمه اي
مورد نياز از قبيل بيمه حرف و مشاغل آزاد ( خويش فرمايان و شاغل غير دايم)، بيمه
روستاييان و عشاير، بيمه خاص زنان بيوه و سالخورده و خودسرپرست و بيمه خاص حمايت از
كودكان.
هـ - گسترش بيمه هاي خاص جبران
خسارات ناشي از حوادث طبيعي از قبيل سيل، خشكسالي، زلزله و طوفان.
و – پشتيباني حقوقي از بيمه هاي
تكميلي.
ز – نظارت بر عملكرد صندوق هاي
بيمه اي.
ح – پيگيري اصلاح اساسنامه هاي
شركت ها و صندوق هاي بيمه اي به نحوي كه اصل بنگاهداري براي شركت ها و صندوق هاي
بيمه اي لحاظ شود.
ط – نظارت بر تعادل منابع و
مصارف صندوق ها بر اساس علم محاسبات بيمه اي.
ي – اطلاع رساني در خصوص خدمات
بيمه اي.
تبصره 1 : هر صندوق بيمه اي مي تواند در يكي از دو حوزه بيمه
اجتماعي و درماني و يا در هر دو فعاليت كند.
تبصره 2 : دولت مكلف است ظرف مدت دو سال از تاريخ ابلاغ اين
قانون، امكان تحت پوشش بيمه قرار گرفتن اقشار مختلف جامعه از جمله روستاييان، عشاير
و شاغلان فصلي را فراهم كند.
تبصره 3 : تعهدات قبلي سازمان ها و صندوق هاي بيمه گر به افراد
تحت پوشش مشروط بر آن كه فقط در يك سازمان يا صندوق عضويت داشته اند كماكان به قوت
خود باقي است و مازاد بر آن در صورت تأمين منابع و بار مالي لازم از سوي اين نظام
برقرار خواهد شد.
ماده 4 :
اهداف و وظايف حوزه حمايتي و توانبخشي به شرح زير است:
الف – سازماندهي و هدفمند كردن
يارانه ها و منابع حمايتي.
ب – هماهنگي و بخش هاي مختلف
دولت در راستاي پيشگيري از آسيب هاي اجتماعي.
ج – مشاركت در تعيين خط فقر
(مطلق و نسبي).
د – حمايت از افراد جامعه در
برابر رويدادهاي اقتصادي، اجتماعي و پيامدهاي سوء آنها خصوصاً در زمينه بيكاري، بي
سرپرستي، در راه ماندگان و پيري.
هـ - تأمين حداقل زندگي براي همه
افراد و خانواده هايي كه در آمد كافي ندارند با اولويت افرادي كه به دلايل جسمي و
رواني قادر به كار نيستند.
و – پرداخت مقرري به افراد جوياي
كار به شكل وام و براي مدت محدود.
ز – تحت پوشش قرار دادن خانواده
هاي بي سرپرست و زنان خودسرپرست.
ح – فراهم سازي امكانات، آموزش
بازتواني و ايجاد مهارت هاي شغلي خانوارهاي نيازمند.
ط – حمايت از مادران به خصوص در
دوران بارداري و حضانت فرزند.
ي – تأمين خدمات پيشگيري از بروز
يا تشديد معلوليت ها و آسيب هاي اجتماعي در گروه هاي هدف و تحت پوشش قرار دادن آنها
در سه سطح پيشگيري، درمان و توانبخشي.
ك – فراهم آوردن امكانات لازم به
منظور بهبود وضع جسمي ، ذهني ، اجتماعي و اقتصادي معلولان براي ادامه زندگي و تلاش
براي تأمين استقلال و خودكفايي معلولان، افراد محروم از فرصت هاي برابر اجتماعي و
آسيب ديدگان اجتماعي.
ل – آماده سازي محيط اجتماعي و
فضاي فيزيكي متناسب با ويژگي ها و توانايي هاي معلولان.
م – ادامه روند حمايت از
نيازمندان روستايي و عشاير.
ماده 5 :
اهداف و وظايف حوزه امدادي به شرح زير است:
الف – آماده سازي و هماهنگي
سازمان ها و نهادهاي ذيربط براي ارائه فوري و كافي خدمات به آسيب ديدگان رويدادهاي
غير مترقبه در جهت تأمين نيازهاي اوليه آسيب ديدگان از حوادث طبيعي شامل تغذيـه،
پوشاك و سرپناه موقت در چارچوب طرح امداد و نجات كشور.
ب – پيش بيني ساز و كارهاي لازم
براي امور مربوط به بازسازي كوتاه مدت با همكاري سازمان هاي دولتي و غيردولتي و
نهادهاي مدني.
تبصره : جمعيت هلال احمر جمهوري
اسلامي ايران يك جمعيت غيردولتي است كه بر اساس اساسنامه مصوب مجلس شوراي اسلامي
فعاليت مي كند.
فصل دوم – اصول و سياست هاي كلي
ماده 6 : اصول و سياست هاي
ساختاري نظام جامع تأمين اجتماعي به شرح زير است:
الف – هماهنگي در حوزه ها:
ساماندهي و هماهنگي فعاليتها و خدمات در هر يك از حوزه هاي بيمه اي حمايتي و امدادي
در جهت افزايش درآمدي و پوشش كامل تر فعاليت دستگاه ها، به نحوي كه از همپوشاني و
تداخل فعاليت آنها جلوگيري شود.
ب – هماهنگي بين حوزه ها:
هماهنگي بين حوزه هاي بيمه اي، حمايتي و امدادي با محور بودن نظام بيمه اي صورت مي
گيرد.
ج – هماهنگي بين فعاليت هاي
پيشگيرانه و فعاليتهاي اجريي در ساير بخش هاي اثر گذار بر تأمين اجتماعي.
د – مشاركت بخشهاي غير دولتي:
نظام تأمين اجتماعي بر اصل مشاركت در سطوح سياستگذاري ، برنامه ريزي، اجرا و
ارزشيابي استوار است به نحوي كه دستگاه ها و سازمان هاي غير دولتي به روشهاي تعريف
شده امكان مشاركت داشته باشند. اين مشاركت خدمت گيرندگان متشكل و سازمان يافته از
قبيل سازمان ها و نهادهاي غير دولتي را نيز شامل مي شود. اين مشاركت به معناي رفع
مسئوليت از دولت نيست و در هر حال دولت مسئوليت تأمين اجتماعي را به عهده دارد.
هـ - كمك هاي داوطلبانه مردمي
جهت تأمين منابع مالي توسط نهادها، مؤسسات، سازمانها و شركتهاي غيردولتي و عمومي
نظام تأمين اجتماعي مجاز است مشروط بر آن كه اين امر طبق آيين نامه مصوب هيأت
وزيران صورت گرفته و امكان نظارت نظام تأمين اجتماعي فراهم باشد.
و – بهينه سازي : بهينه سازي
فعاليت ها بر سه سياست زير استوار است:
1- تخصصي كردن فعاليت ها بر حسب
نوع خدمات.
2- تخصصي كردن فعاليت ها بر حسب
گيرندگان خدمات.
3- تخصصي كردن فعاليتها بر حسب
سطح خدمات ( همگاني با مكمل ).
ز
–
تمركز و تمركز زدايي : اين اصل بر سياست هاي زير تأكيد دارد :
1- برنامه ريزي، سياستگذاري،
نظارت، ارزشيابي و توزيع منابع عمومي به صورت متمركز و توسط دولت انجام ميشود.
2- امور اجرايي و كارگزاران به
صورت غير متمركز صورت مي گيرد.
3- دخالت دادن شرايط منطقه اي در
برنامه ريزي.
ح – نظارت بر هر دو بخش دولتي و
غير دولتي مرتبط با نظام جامع تأمين اجتماعي، اين نظارت بر اساس مفاد اين قانون ،
معيارهاي مندرج در اساسنامه آنها، قرار دادها و توافقنامه هاي مبادله شده صورت مي
گيرد.
ط – رقابت پذيري: اعمال اصل
رقابت پذيري در سطوح اجرايي و كارگزاران نظام به منظور گسترش فضاي رقابتي و بسط
مزيت هاي زير:
1- كليه سطوح بيمه اي نظام تأمين
اجتماعي به گونه اي طراحي و تنظيم شوند كه امكان رقابت در آن وجود داشته باشد.
2- براي بيمه شنودگان امكان
انتخاب مؤسسه بيمه گذار فراهم شود.
3- به منظور حصول اطمينان از
وجود فضاي سالم رقابتي و عدم عرضه انحصاري يا نيمه انحصاري، دولت اجازه كنترل و
اقدام ضد انحصار را بر اساس قوانين موضوعه خواهد داشت.
ي – نحوه مشاركت ملي:
1- بهره مندي صندوق هاي فعال در
سطح هماهنگي بيمه هاي اجتماعي و درماني بابت هر عضو از محل منابع عمومي به صورت
سرانه برابر خواهد بود، اين امر مانع حمايت دولت از اقشار ضعيف جامعه نيست.
2- درصد مشاركت و سهم پرداختي
كارفرما نسبت به مأخذ كسر حق بيمه به صندوق هاي فعال در سطح همگاني بيمه هاي
اجتماعي و درماني يكسان خواهد بود.
ك – نجوه جابجايي : جابجايي بيمه
شدگان بين صندوق هاي بيمه همگاني به صورت انفرادي يا گروهي بر اساس آيين نامه مصوب
هيأت وزيران مجاز خواهد بود.
ل – سازمان ها، موسسات و صندوق
هاي فعال در قلمرو بيمه اي نظام، داراي شخصيت حقوقي و استقلال مالي و اداري بوده و
طبق ضوابط و مقررات مورد عمل خود در چارچـوب ايـن نـظام فعاليـت مـي كنند.
ماده 7 :
اصول و سياست هاي مالي نظام جامع تأمين اجتماعي به شرح زير است:
الف – پايداري منابع مالي شامل:
1ـ استفاده از منابع عمومي.
2ـ منابع حاصل از هدفمند كردن
يارانه ها.
3ـ ايجاد تعادل بين منابع و
مصارف صندوق هاي بيمه اي ضمن حفظ شخصيت حقوقي و استقلال منابع مالي صندوق ها.
4ـ تأمين منابع بخش بيمه اي با
مشاركت كارفرما، بيمه شده و دولت.
5ـ منابع اختصاص داده شده براي
جبران اجتماعي خسارت هاي ناشي از سياست هاي اقتصادي و توسعهاي.
6ـ استفاده از منابع حاصل از كمك
هاي مردمي در قلمروهاي نظام تأمين اجتماعي.
7ـ استفاده از منابع حاصل از وقف
در قلمروهاي نظام تأمين اجتماعي.
8ـ استفاده از منابع حاصل از
خمس، زكات و ساير وجوه شرعي در قلمروهاي نظام تأمين اجتماعي با مجوز مراجع تقليد.
9ـ استفاده از منابع حاصل از
صدقات و نذورات در قلمروهاي نظام تأمين اجتماعي.
10ـ استفاده از منابع، اموال و
دارايي هاي نهادها و بنيادهاي انقلاب اسلامي در قلمروهاي مختلف نظام تأمين اجتماعي
با اذن مقام رهبري.
11ـ در آمد ناشي از سرمايه گذاري
ها و مديريت وجوه و ذخاير دستگاه هاي اجرايي دولتي و عمومي، سازمانها، مؤسسات و
صندوق هاي فعال در قلمروهاي مختلف نظام تأمين اجتماعي .
تبصره: اتخاذ تمهيدات مالي،
اعتباري و ساختاري لازم به منظور تداوم و استمرار توان پاسخگويي حوزه هاي بيمهاي،
حمايتي و امدادي نظام به نيازهاي شهروندان.
ب – نظارت مالي بر منابع:
تمام دستگاه ها، سازمان ها،
مؤسسات، نهادها و صندوق هاي فعال در قلمروهاي بيمه اي، حمايتي و امدادي، در حد
استفاده از منابع و تسهيلات نظام تأمين اجتماعي تحت نظارت دولت در چارچوب اين قانون
قرار مي گيرند.
ج – اجراي تصميمات و احكام دولت
در جهت كاهش منابع و يا افزايش مصارف و تعهدات صندوق ها و مؤسسات بيمه اي منوط به
تأمين منابع مالي معادل آن خواهد بود. لغو مفاد اين بند مشروط به تصريح نام و ذكر
موضوع در ساير قوانين خواهد بود.
د – وجوه، اموال، ذخاير و دارايي
هاي صندوق هاي بيمه اجتماعي و درماني در حكم اموال عمومي بوده و مالكيت آن مشاع و
متعلق به همه نسل هاي جامعه تحت پوشش است. هر گونه تصرف دولت در اين اموال و رابطه
مالي دولت با صندوق هاي موصوف در چارچوب قوانين و مقررات مورد عمل صندوق ها خواهد
بود.
هـ- مطالبات سازمان ها، صندوق ها
و مؤسسات بيمه اي فعال در قلمروهاي نظام تأمين اجتماعي از دولت بر مبناي ارزش واقعي
روز و بر اساس نرخ اوراق مشاركت پرداخت خواهد شد.
اصول و سياستهاي اقتصادي
ماده 8 :
به منظور كاهش آثار سوء احتمالي سياست ها و برنامه هاي اقتصادي و توسعه اي بر وضعيت
رفاه و تأمين اجتماعي مردم و جلوگيري از وارد آمدن هر گونه شوك و ضربه ناشي از
سياست هاي فوق، متولي نظام جامع تأمين اجتماعي در تصميمات اقتصادي خصوصاً در
مذاكرات مربوط به تعيين حداقل دستمزدها مشاركت و در شوراي اقتصاد، شوراي عالي
اشتغال، شوراي عالي كار، شوراي پول و اعتبار شوراي عالي بيمه خدمات درماني ، شوراي
عالي سلامت و شوراي عالي خانواده با حق رأي شركت خواهد كرد.
ماده 9:
اصول و سياست هاي اجرايي نظام جامع تأمين اجتماعي به شرح زير است:
الف – سياست جامعيت : جامعيت به
معناي ارائه كليه خدمات متنوع و مصرح در اين قانون است.
ب – سياست كفايت: كه بر اساس آن
در مرحله اول حداقل نيازهاي اساسي آحاد جامعه تأمين و در مرحله دوم كميت و كيفيت
خدمات ارتقاء مي يابد.
ج – سياست فراگيري: كه بر اساس
آن خدمات نظام تأمين اجتماعي بايد براي كليه آحاد ملت تأمين و تضمين شود.
ج – سياست پيشگيري: اعمال اين
سياست شامل هر سه حوزه بيمه اي ، حمايتي و امدادي است و مطابق آن بر ضرورت هماهنگي
با ساير دستگاه هاي مؤثر تأكيد مي شود به نحوي كه تلاش براي پيشگيري از ظهور يا
گسترش انحرافات و مشكلات اجتماعي به عنوان يك سياست هماهنگي فرابخشي مبناي عمل قرار
گيرد.
هـ - سياست توانمندسازي: سياست
توانمندسازي به معناي كاهش روش هاي مبتني بر تأمين مستقيم نياز و متقابلاً افزايش
توانايي هاي فردي و جمعي به منظور تأمين نيازها توسط خود افراد وابسته است .
و – سياست كارگستري: سياست
كارگستري، سازو كار غير حمايتي است و با ايجاد زمينه هاي اشتغال فرد، امكان تأمين
نياز توسط خود او فراهم مي شود و به معناي ارايه خدمات رفاهي به شرط انجام تعهدات
معين است.
ز – سياست نيازمنديابي فعال:
رسيدگي به حقوق افراد با استفاده از سيستم جامع آماري و اطلاعاتي و تأكيد بر كرامت
انساني و نفي روش هاي تحقير آميز.
ح – حقوق افراد عضو و تحت پوشش
در قبال تعهدات قانوني سازمان ها، مؤسسات و صندوق هاي بيمه اي اين نظام تحت ضمانت
دولت خواهد بود و دولت مكلف است تمهيدات مالي، اعتباري و ساختاري لازم در اين زمينه
را اتخاذ كند.
ط – ارايه تعهدات بيمه اي صندوق
ها در قبال افراد عضو و تحت پوشش بر اساس قاعده عدالت و به تناسب ميزان مشاركت
(سنوات و ميزان پرداخت حق بيمه) و با تنظيم ورودي ها و خروجي ها طبق محاسبات بيمه
اي صورت مي پذيرد.
ي
– سازمان ها، مؤسسات و صندوق هاي
بيمه اي نظام تأمين اجتماعي ماهيت تعهدي داشت و حق بيمه شدگان نسبت به صندوق ها،
منحصر به دريافت تعهدات قانوني است.
تبصره : با توجه به محدوديت منابع دولت در هر سه سياست ( كفايت،
جامعيت و فراگيري )، دولت موظف است سياست هاي مرحله اي خود را در ضمن برنامه هاي
توسعه كشور منظور كند.
اصول و
سياست هاي يارانه اي
ماده 10:
به منظور نيل به اهداف و اجراي وظايف مصرح در فصل اول و تحقق اصول و سياست هاي مصرح
در فصل دوم اين قانون، اختيارات و مسئوليت هاي وزارت رفاه و تأمين اجتماعي به شرح
ذيل تعيين مي شود:
الف – زمينه سازي براي تحقق اصول
فراگيري، جامعيت و كفايت نظام و بسط پوشش هاي بيمه اي، حمايتي و امدادي كشور ( در
چارچوب مطرح جامع امداد و نجات كشور)
ب – ايجاد هماهنگي و تعامل
برنامه هاي نظام جامع تأمين اجتماعي با برنامه هاي جامع قلمروهاي اشتغال، بهداشت و
درمان، آموزش و پرورش، مسكن و ساير بخش هاي مرتبط.
ج – تدوين سياست ها ، راهبردها و
معيارهاي جامعيت و كفايت روز آمد نظام رفاه و تأمين اجتماعي در چارچوب قانون و
سياستهاي كلي نظام جهت تايد شوراي عالي و تصويب هيات وزيران.
د – ايجاد هماهنگي در برنامه هاي
اجرايي قلمروهاي سه گانه نظام جامع تأمين اجتماعي.
هـ - تهيه و تدوين پيش نويس
لوايح و آيين نامه ها و دستورالعمل هاي مورد نياز براي تحقق اهداف و اصول سياست هاي
نظام جامع تأمين اجتماعي و پيشنهاد آن به مراجع ذيربط براي تاييد و تصويب.
و – تنظيم كلان بودجه عمومي دولت
در قلمروهاي بيمه هاي اجتماعي ، بيمه هاي خدمات درماني ، امور حمايتي و امدادي كشور
و پيشنهاد آن به شوراي عالي رفاه و تأمين اجتماعي.
ز – مديريت منابع و مصارف و
تنظيم بودجه تلفيقي نظام جامع تأمين اجتماعي به منظور متعادل سازي اعتبارات و تخصيص
بهينه منابع به مصارف در قلمروهاي مختلف نظام تأمين اجتماعي .
ح – سازماندهي نظام نظارت و
ارزشيابي كاركردهاي نظام جامع تأمين اجتماعي و تنظيم و ارائه گزارش هاي مربوط به
شوراي عالي رفاه و تأمين اجتماعي .
ط – ساماندهي و مديريت اجرايي
نظام هدفمند يارانه هاي اجتماعي و جهت دهي آن به سوي افراد و خانواده هاي نيازمند
با رويكرد خوداتكايي و اشتغال در چارچوب قانون و سياست هاي كلي نظام.
ي – طراحي و تنظيم كاركردهاي
نظام به گونه اي كه حتي الامكان برخورداري از مزاياي تأمين اجتماعي و حمايت از كليه
افراد به ويژه افراد نيازمند از طريق شبكه هاي بيمه اي صورت پذيرد.
ك – بررسي و ارزيابي مستمر به
منظور اطمينان از ثبات وضعيت مالي (منابع و مصارف) قلمروهاي كاركردي نظام تأمين
اجتماعي براي اجراي تعهدات جاري و آتي و ارائه گزارش هاي لازم به مراجع ذيربط .
ل – ايجاد زمينه گسترش حضور و
مشاركت بيشتر نهادهاي خيريه وقف و مدتي در حوزه هاي حمايتي و امدادي نظام جامع
تأمين اجتماعي.
م – تشكيل پايگاه اطلاعاتي نظام
جامع تأمين اجتماعي به منظور جمع آوري و پردازش اطلاعات مربوط به تعيين شاخص هاي
ذيربط در حوزه هاي بيمه اي، حمايتي و امدادي.