کمیته امداد امام خمینی ره
ارتباط با ما  رییس کمیته امداد 

House of fun slots slotshttp://houseoffunslot.com/

«مذمت تکدی گری»

دين مبين اسلام با تحريم ربا و تراكم بى ‏جهت ثروت و فعاليتها و كوششهاى نازا و عقيم، «تكدى‏» را به عنوان يكى از كسبهاى منفور اعلام كرده و آن را سخت مورد مذمت و سرزنش قرار داده است. «اسلام‏» دستور داده است كه مردم تن به مذلت و خوارى ندهند، خود را زبون و پست نكنند، دست گدايى به اين و آن دراز ننمايند، تا مى‏توانند زير بار منت كسى نروند و چيزى خواهش نكنند. و گاهى پيش مى ‏آمد كه مستمند و بيچاره‏اى به يكى از پيشوايان، اظهار تنگدستى مى ‏نمود، آن جناب كمكى به او نمى ‏كرد و او را به كسب و كار تشويق مى ‏نمود. البته مايوس كردن آن مستمند بواسطه بخل و عدم ترحم نبود، زيرا طبق مدارك مسلمى كه داريم، پيغمبران و ائمه دين ما مردان جود و كرم بودند و فقير را نااميد نمى ‏كردند و از محروم كردن سائل و متقاضى، نهى مى‏ نمودند. حتى خود آن مردان بزرگ، در راه كمك به خلق، پيشقدم بودند و گاهى چيزى را كه خود احتياج داشته‏اند، به محتاجان ديگر داده ‏اند. بنابراين اگر گاهى به فقير چيزى نداده او را براى كار راهنمايى كرده‏اند، به خاطر اين بوده كه آن نيازمند را از عمل مذموم و ناپسند گدايى باز دارند و او را مرد كار و كوشش گردانند. (17) پيامبر بزرگ اسلام ‏صلى الله عليه وآله وسلم در وصيتهايى به على ‏عليه السلام فرمود: «اى على اگر من ناچار شوم كه دست‏خود را تا آرنج در دهان اژدها فرو برم، اين عمل را دوستتر دارم از اين كه از كسى كه دارا نبوده و دارا شده چيزى را درخواست نمايم.» در جاى ديگر پيامبرصلى الله عليه وآله وسلم مى ‏فرمايد: اگر مردم مى‏ دانستند در سؤال و تكدى چه بديهايى وجود دارد هرگز كسى از كسى چيزى درخواست نمى‏كرد. امام صادق ‏عليه السلام فرمود: از تقاضا و خواهش كردن از مردم برحذر باشيد، چه اين عمل در اين دنيا خوارى و فقرى است كه شتابان آن را براى خود خواسته‏ايد و در روز قيامت‏ حسابى طولانى دارد. امام محمد باقرعليه السلام فرمود: اگر مردم بدانند خواهش و درخواست چقدر بد است هيچ كس از كسى خواهش چيزى نمى ‏نمايد و اگر ببخشند، بداند كه دهش و بخشش چقدر خوب است و پاداش دارد هيچ كس را بدون انجام تقاضايش رد نمى ‏كرد. مردى از اصحاب پيامبر اكرم ‏صلى الله عليه وآله وسلم به فقر و تنگدستى دچار شد. همسر او به او گفت: اگر نزد پيامبر خدا بروى و تقاضاى كمك كنى موفق خواهى شد. آن مرد به نزد پيامبر آمد. هنگامى كه پيامبر او را ديد فرمود: «هر كس از ما چيزى بخواهد به او خواهيم داد و اگر به كسى رو نزند و اميدش به خدا باشد خدا او را بى ‏نياز مى ‏كند» آن مرد گفت، منظور پيامبر از اين سخن جز من كسى نبوده. به نزد همسر خود بازگشت و جريان را گفت. زن بار ديگر او را براى كمك خواستن از پيامبر، تحريك نمود. آن مرد بار ديگر به نزد پيامبر آمد. پيامبر هنگامى كه او را ديد همان سخن را تكرار فرموده، تا سه مرتبه اين جريان واقع شد آن مرد از نزد پيامبر برخاست و كلنگى به امانت گرفت‏به كوه رفت و هيزم بريد و جمع كرد و به شهر آورد و در مقابل مقدارى آرد بفروخت. فردا نيز به همين ترتيب عمل نمود. و از راه فروش هيزم كلنگى خريد و كم كم بى‏نياز شد. (18) امام صادق‏عليه السلام فرمود: هر كس زبان به سؤال و گدايى گشايد در حالى كه داراى مال و توانمندى باشد روز قيامت در حالى خدا را ملاقات مى‏نمايد كه صورت او مجروح و خون‏آلود است. (19) مى‏بينيم در اين روايات، تكدى، علاوه بر كيفر اخروى و ذلت نفس، موجب دروغ و ظلم و ستم در حق خود و ايجاد روحيه رخوت و تن پرورى در افراد و انواع انحرافات اجتماعى نظير فساد، قاچاق و فحشا را دامن مى‏زند. بنابراين اسلام عزيز از يك طرف افراد را در مقابل يكديگر مسؤول مى‏داند و از طرف ديگر به آنان اجازه نمى‏دهد كه دست‏خواهش و درخواست‏به سوى كسى دراز كنند. تكدى از ديدگاه فقها در يك تقسيم بندى كلى دو ديدگاه فقهى نسبت‏به پديده گدايى وجود دارد: عده نسبتا زيادى از فقها معتقدند كه گدايى اساسا امرى حرام است، چه اين سؤال بصورت زيان باشد، يعنى گدا بگويد: «به من كمك كنيد» و چه به صورت نوشته باشد مثل اين كه كسى نوشته‏اى مشخص جلويش بگذارد و گدايى كند و چه شخصى چند تا بچه مريض احوال را اطراف خودش جمع كند و سرش را پايين بياندازد كه اين هم، عملا سؤال است و چه دستش را بر پيشانى‏اش بگذارد، به هر حال چه با زبان سر و چه با زبان عمل را حرام دانسته‏اند. عده ديگرى از فقها، گدايى را حرام ندانسته‏اند بلكه آن را مكروه شمرده‏اند. حضرت امام خمينى‏رحمه الله در تحريرالوسيله، مى ‏فرمايند: «در صدقه و بخشش به مستمندان، قصد قربت‏شرط است و سؤال (گدايى) در صورت نياز مكروه و در صورت عدم نياز شديا مكروه و بنا به احتياط حرام است.» يكى از بزرگان تعريف مى‏كند: روزهاى اولى كه بعد از سنه 40 امام از تهران بازگشته بودند و از زندان و از آن تحت الحفظ قيطريه، به قم مراجعت كرده بودند، مرجعيت امام تثبيت ‏شده بود و مراجعات هم براى پرداخت وجوهات به امام خيلى زياد بود. در آن زمان كسى آمد خدمت امام، از يك طايفه خاص سيدى بود و به امام عرض كرد آقا به من كمك كنيد. امام فرمودند: «من پولى كه به تو بدهم، ندارم‏» او گفت: «آقا من يك وسيله كسبى داشتم و وسيله كسبم را از باب ناچارى فروختم و خوردم. شما به من 200 - 300 تومان بدهيد، من وسيله كسب را تهيه كنم، مركبى تهيه كنم، بارم را روى او بگذارم و دنبال كارى بروم...(اين ماجرا حمال حدود 20 سال قبل است، آن وقت در قم رايج‏بود كه با حيوانات، بسيارى چيزها را در كوچه‏ ها و خيابانها مى‏بردند و مى‏آوردند، يا جنسى مى‏فروختند) امام فرمودند: «مانعى ندارد، من كسى را مى‏فرستم تحقيق كند و بعد به شما كمك مى‏كنم.» او عرض كرد: «آقا، اول كه به شما گفتم 5 تومان بدهيد، گفتيد، ندارم، چطور شد كه حالا 300 تومان را حاضريد بدهيد.» امام فرمودند: «حالا هم با آن وقت‏يكنواخت است، حالا هم اگر 5 تومان بخواهيد ندارم، 5 ريالى هم بخواهيد ندارم بدهم. آن جور پول كه تو بخواهى ندارم، ولى اگر اين جور پول بخواهى (سرمايه كسب كنى) دارم 300 تومان كه هيچ است، اگر 10 هزار تومان هم مى ‏خواستى، من به خاطر سرمايه به شما مى ‏دادم. من پولى به تو نمى ‏دهم كه تو را تشويقت كنم و تو هر روز بيايى 5 تومان بگيرى و بروى. من آن جور پول ندارم، حتى 1 ريال. پولى كه باعث‏ بيكارى و تنبلى بشود، من 1 ريال هم ندارم. اما پولى كه باعث تشويق به كار بشود و باعث‏شود كه تو كار كنى، دارم... بعد هم امام دستور دادند، به يكى از دوستان، تحقيق كردند، و جالب اين بود كه دوست ديگرى را با او روانه كردند و براى او آن مركب را خريدند و براى كار و اداره زندگى به او دادند و امام دستور دادند كه يك چند روزى هم مواظب او باشند كه نكند او برود وسيله را بفروشد و پولش را بخورد، و يا دوباره بيايد از امام پول طلب كند.»

 پی نوشت ها:

17)خانواده، ماهنامه ارتش جمهورى اسلامى ايران، اداره عقيدتى سياسى، سال ششم، شماره 62 تيرماه 1365.

18) لئالى الاخبار، ص‏148.

19) وسائل الشيعه، ج‏6، ص‏305.

برگرفته:

http://www.tebyan-zn.ir/papers/subpapers.aspx?id=610&category=sa