کمیته امداد امام خمینی ره
ارتباط با ما  رییس کمیته امداد 

House of fun slots slotshttp://houseoffunslot.com/

اهميت فوق العاده‏ى زكات‏

موضوع زكات در قرآن كريم از اهميت ويژه‏اى برخوردار است. از اين رو عدم پرداخت زكات را از اوصاف مشركين دانسته است؛ «و ويل للمشركين الّذين لا يؤتون الزّكوة و هم بالاخرة هم كافرون». در حقيقت معرّف مشركان را دو امر دانسته: الف- ترك زكات ب- انكار معاد.
اين آيه در ميان مفسران گفتگوهاى زيادى را برانگيخته است و در تفسير آن احتمالات فراوانى داده‏اند.
علت اصلى آن، اين است كه زكات يكى از فروع دين اسلام است چگونه ترك آن دليل بر كفر و شرك مى‏شود. بعضى ظاهر آيه را حفظ كرده و گفته‏اند ترك زكات هر چند توأم با انكار وجوب آن نباشد، باز نشانه‏ى كفر است. بعضى ديگر ترك توأم با انكار را دليل بر كفر دانسته‏اند؛ چرا كه زكات از ضروريات اسلام است و منكر آن كافر مى‏باشد.
ظاهراً منظور از زكات، همان مفهوم عام انفاق است و ذكر آن در نشانه‏هاى شرك به خداوند به دليل آن است كه انفاق‏هاى مالى در راه خداوند يكى از روشن‏ترين نشانه‏هاى ايثار و گذشت و عشق به اللّه است. چرا كه مال از محبوب‏ترين امور نزد انسان است و انفاق و ترك انفاق مى‏تواند شاخصى براى شرك و ايمان در بسيارى از موارد گردد.
نكته‏ى ديگرى كه مى‏تواند به روشن شدن تفسير آيه كمك كند، اين است كه زكات در ميان دستورات اسلام وضع خاصّى دارد و پرداختن آن، نشانه‏ى به رسميت شناختن حكومت اسلامى بوده است و ترك آن غالباً نوعى طغيان و سركشى و قيام بر ضد حكومت اسلامى محسوب مى‏شده است.
مى‏دانيم قيام بر ضد حكومت اسلامى موجب كفر است؛ گواه اين سخن مطلبى است كه در تاريخ اسلام در باره‏ى‏ (اصحاب ردّه) گروهى كه بعد از وفات پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله مرتد شدند آمده است؛ آن‏ها جمعى از طوايف «بنى طى» و «غطفان» و «بنى اسد» بوده‏اند كه از دادن زكات به مأموران حكومت اسلامى سر باز زدند و به اين طريق پرچم مخالفت را بر افراشتند.
در تاريخ آمده است: اهل ردّه بعد از وفات پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله گفتند: «اما الصلاة فنصلّى و اما الزّكوة فلا يغصب اموالنا»؛ نماز را مى‏خوانيم، اما زكات نه. ما اجازه نخواهيم داد اموال ما غصب گردد.
به دنبال اين ماجرا مسلمانان تصميم گرفتند با اين گروه به پيكار برخيزند و آن را دليل بر ارتدادشان دانستند.


 زكات در اديان سابق‏

الف) قرآن كريم وقتى كه موضوع امامت و پيشوايى ابراهيم و اسحق و يعقوب را مطرح مى‏كند، پرداخت زكات‏ را يكى از كارهاى نيك و شايسته معرفى مى‏كند كه به آنان وحى شده بود؛ «و جعلناهم ائمة يهدون بأمرنا و أوحينا اليهم فعل الخيرات و اقام الصلوة و ايتاء الزكوة و كانوا لنا عابدين» «3»
؛ و آن‏ها را پيشوايانى قرار داديم كه به فرمان ما (مردم را) هدايت مى‏كردند و انجام كارهاى نيك و بر پا داشتن نماز و پرداخت زكات را به آنان وحى كرديم و آن‏ها فقط ما را عبادت مى‏كردند.
ب) قرآن كريم در باره‏ى حضرت اسماعيل مى‏فرمايد: او خانواده‏ى خود را به نماز و زكوة فرمان مى‏داد؛ «و كان يأمر اهله بالصلوة و الزكوة».

ج) قرآن كريم در باره‏ى بنى‏اسرائيل مى‏فرمايد: «و اذ اخذنا ميثاق بنى اسرائيل لا تعبدون الّا اللّه ... و اقيموا الصلوة و اتوا الزكوة»
؛ و به ياد آوريد زمانى را كه از بنى‏اسرائيل پيمان گرفتيم كه جز خداى يگانه را پرستش نكنيد ... نماز را بر پا داريد و زكات را پرداخت كنيد.

د) قرآن كريم در باره‏ى حضرت عيسى عليه السلام مى‏فرمايد: او چنين فرمود: خداوند مرا به نماز و زكات تا مادامى كه زنده هستم سفارش نموده است؛ «... و أوصانى بالصلوة و الزّكوة ما دمت حيّاً».

 

 فلسفه ‏ى تشريع زكات‏

خداوند متعال در موضوع فيئ و غنايم، سهمى براى مساكين و تهيدستان قرار داده است، علاوه بر سهام ديگر كه بايد به ذى القربى و يتيمان و ... برسد. جهت آن اين است كه اين اموال عظيم تنها دست به دست ميان ثروتمندان نگردد و نيازمندان از آن محروم نشوند؛ «لكى لا دولة بين الاغنياء منكم».

بنا بر اين فلسفه‏ى تشريع، تقسيم غنايم به گروه‏هاى مختلف از جمله تهيدستان براى آن است كه ثروت تنها در يك جا انباشته نگردد. همين فلسفه در پرداختن زكات نيز منظور شده است چنان كه از برخى روايات استفاده مى‏شود.
حضرت كاظم عليه السلام مى‏فرمايد: «انّما وضعت الزكوة قوتاً للفقراء و توفيراً لاموالهم»؛ همانا زكات وضع گشته از جهت غذا و قوتى براى فقرا و اين كه اموال آنان فراوان شود. «8»

 

چه زمانى زكات واجب شد؟

از آيات مختلف قرآن كريم استفاده مى‏شود كه حكم وجوب زكات در مكه نازل شده است؛ «... و رحمتى وسعت كلّ شى‏ء فسأكتبها للّذين يتّقون و يؤتون الزّكوة و الّذين هم باياتنا يؤمنون» «9»
و «هدى و بشرى للمؤمنين* الّذين يقيمون الصّلوة و يؤتون الزّكوة و هم بالاخرة هم يوقنون»
و «هدى و رحمة للمحسنين* الّذين يقيمون الصّلوة و يؤتون الزّكوة و هم بالاخرة هم يوقنون»
و «... و ويل للمشركين* الّذين لا يؤتون‏الزّكوة و هم بالاخرة هم كافرون».

و مسلمانان موظف به انجام اين وظيفه‏ى اسلامى بوده‏اند، ولى هنگامى كه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله به مدينه آمد و پايه‏ى حكومت اسلامى را گذارد و طبعاً نياز به تشكيل بيت‏المال پيدا كرد، از طرف خداوند مأموريت يافت كه زكات را شخصاً از مردم بگيرد (نه اين كه خودشان به ميل و نظر خود در مصارف آن صرف كنند)، آيه‏ى شريفه‏ى «خذ من اموالهم صدقة ...» «13»
در اين هنگام نازل شد.
و مشهور اين است كه اين در سال دوم هجرت بود پس مصارف زكات به طور دقيق در آيه‏ى شصت از سوره‏ى توبه بيان گرديد. جاى تعجب نيست كه تشريع اخذ زكات در آيه‏ى 103 باشد و ذكر مصارف آن كه مى‏گويند در سال نهم هجرت نازل شده در آيه‏ى شصت. زيرا مى‏دانيم آيات قرآن بر طبق تاريخ نزول، جمع آورى نشده، بلكه به فرمان پيامبر صلى الله عليه و آله هر كدام در مورد مناسب قرار داده شده است.

 

زكات عامل پاكى و رشد فرد و جامعه‏

قرآن كريم مى‏فرمايد: «خذ من اموالهم صدقة تطهرهم و تزكيهم بها» «15»
؛ از اموال آن‏ها صدقه‏اى (زكات) بگير تا به وسيله‏ى آن، آن‏ها را پاك سازى و پرورش دهى. در حقيقت اين آيه‏ى شريفه به پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله خطاب مى‏كند كه تو آنان را از رذايل اخلاقى و دنياپرستى پاك مى‏كنى و نهال نوع‏دوستى در آن‏ها ايجاد مى‏كنى.

 منابع نه‏ گانه ‏ى زكات‏

1- مسأله زكات يك نوع ماليات اسلامى است كه خداوند پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله را مسئول گرفتن آن مى‏نمايد و به او مى‏فرمايد: «خذ من اموالهم صدقة».

مرحوم طبرسى و مرحوم علامه طباطبايى در ذيل آيه‏ى شريفه مى‏فرمايند: سرّ اين كه قرآن كريم نفرمود (من مالهم)، بلكه فرمود «من اموالهم» براى آن است كه اشاره كند به اين حقيقت كه صدقه (زكات واجب) از انواع و اصنافى از مال‏ها گرفته مى‏شود و به تعبير ديگر «من اموالهم» اشاره به متعلّقات و منابع نه گانه‏ى زكات است كه بدين قرار است:

  1.   گندم
  2.   جو
  3. خرما
  4. كشمش كه اين‏ها را «غلّات اربعه» مى‏گويند.
  5.  گوسفند
  6.   گاو
  7.   شتر كه اين‏ها را «انعام ثلثه» نامند.
  8.  طلا
  9.   نقره كه از اين دو به عنوان «نقدين» ياد مى‏شود.


2- در برابر نظريه‏ى مشهور كه زكات به نُه چيز تعلق مى‏گيرد، نظر ديگرى هست و آن اين است كه تعلق زكات منحصر به نُه چيز نيست، به دليل اين كه علت وجوب زكات، فقرزدايى است و تا فقر هست، بايد زكات را از اجناس ديگر نيز داد. آنچه مهم است ريشه‏كن ساختن فقر و تهيدستى است.
امام صادق عليه السلام مى‏فرمايد: «و لو انّ النّاس ادّوا زكاة اموالهم ما بقى مسلم فقيراً محتاجاً»
. علاوه بر آن در 13 روايت، پس از بيان نه مورد زكات مزبور اين عبارت ديده مى‏شود: «و عفى رسول الله عما سوى ذلك»؛ از اين عبارت روشن مى‏شود كه دامنه‏ ى زكات گسترده بوده، ولى‏ در زمان پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله چون با پرداخت زكات نُه چيز مشكل فقرا حل مى‏شد، حضرت زكات مابقى اجناس را عفو كردند و اين عفو حكومتى تنها براى زمان خاصى است، از اين رو بعد از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله حضرت على عليه السلام براى اسب‏ها زكات تعيين كرد. بنا بر اين دست حاكم اسلامى براى كم و زياد كردن اقلام مشمول زكات باز است.
هر گاه تعداد فقرا زياد شد، حاكم اسلامى مى‏تواند بر چيزى زكات قرار دهد و اگر مشكل فقرا حل شد مى‏تواند زكات جنسى را حذف كند.

 

مصارف هشت‏گانه‏ ى زكات‏

قرآن كريم در سوره‏ى توبه، مصارف هشت‏گانه‏ ى زكات را بيان مى‏كند:

  1.  فقرا
  2.   مساكين
  3. عاملان (گروهى كه براى جمع‏آورى زكات سعى و تلاش مى‏كنند).
  4.  مؤلّفة قلوبهم (كسانى كه انگيزه‏ى معنوى براى پيشبرد اهداف اسلامى ندارند و با تشويق مالى مى‏توان تأليف قلب و جلب محبت‏ آنان نمود مانند كفارى كه به خاطر استفاده از همكارى آن‏ها در جهاد از طريق كمك مالى تشويق مى‏شوند.
  5.  آزاد ساختن بردگان.
  6.   اداى دين بدهكاران.
  7.   در راه خداوند؛ منظور از آن تمام راه‏هايى است كه به گسترش و تقويت آيين الهى منتهى مى‏شود.
  8. واماندگان در راه؛ يعنى مسافرانى كه بر اثر علتى در راه مانده‏اند و زاد و توشه‏ى كافى براى رسيدن به وطن خود را ندارند؛ «انّما الصّدقات للفقراء و المساكين و العاملين عليها و المؤلّفة قلوبهم و فى الرّقاب و الغارمين و فى سبيل الله و ابن السبيل فريضة من اللّه و اللّه عليم حكيم».


 

 آيا لازم است زكات به هشت گروه تقسيم شود؟

بعضى از مفسران و فقها عقيده دارند كه ظاهر آيه‏ى فوق اين است كه بايد زكات مال به هشت سهم مساوى تقسيم گردد و هر كدام در مصرف خود صرف شود مگر اين كه مقدار زكات به قدرى ناچيز باشد كه نتوان آن را به هشت سهم قابل ملاحظه تقسيم كرد.
ولى اكثريت قاطع فقها بر اينند كه اصناف هشت‏گانه‏ى فوق، مواردى است كه صرف زكات در آن مجاز است و تقسيم كردن در آن واجب نيست.
سيره‏ى قطعى پيامبر صلى الله عليه و آله و امامان اهل بيت عليهم السلام و ياران آن‏ها نيز اين معنا را تأييد مى‏كند. علاوه بر آن با توجه به اين كه زكات يك ماليات اسلامى است و حكومت اسلامى موظف است آن را از مردم وصول كند و هدف از تشريع آن رفع نيازمندى‏هاى گوناگون جامعه‏ى اسلامى‏ مى‏باشد، طبعاً چگونگى مصرف آن در اين مصارف هشت‏گانه، بستگى به ضرورت‏هاى اجتماعى از يك سو و نظر حكومت اسلامى از سوى ديگر دارد.


 مقدم داشتن چند گروه در استفاده از زكات‏

از احاديث اسلامى استفاده مى‏شود كه چند گروه در استفاده از زكات مقدم هستند و بايد آن‏ها را بر ديگران ترجيح داد، و از مجموع روايات استفاده مى‏شود كسانى كه از نظر عقل و علم و فهم و تديّن بهره‏ى بيشترى دارند يا اين كه حيا مى‏كنند و خجالت مى‏كشند تا سؤال كنند يا اين كه جزو اقوام و خويشاوندان هستند، اين افراد مقدم بر ديگران هستند.
1- افراد با فضيلت؛ يكى از راويان گويد: از امام باقر عليه السلام پرسيدم: «انّى ربّما قسّمت الشى‏ء بين اصحابى اصلهم به فكيف اعطيهم قال اعطهم على الهجرة فى الدّين‏ و الفقه و العقل» «51»
؛ يعنى به درستى كه من گاهى اموال خود را بين اصحاب و دوستانم تقسيم مى‏كنم چگونه به آن‏ها بپردازم؟ امام فرمود: آن‏ها كه در هجرت در دين و فقه و عقل، بهره‏ى بيشترى دارند، مقدم هستند بر كسانى كه به اين حدّ برخوردار نيستند.
2- كسى كه حيا مى‏كند سؤال كند؛ در روايت است كه از امام كاظم عليه السلام سؤال شد آيا فقيرى كه سؤال نمى‏كند در دادن زكات نسبت به فقيرى كه سؤال مى‏كند برترى دارد؟
فقال: «نعم يفضل الذى لا يسأل على الذى يسأل»
؛ يعنى آرى آن كسى كه حيا مى‏كند سؤال كند فضيلت و برترى دارد بر كسى كه سؤال مى‏كند.
3- اقوام و خويشاوندان؛ اسحاق بن عمّار مى‏گويد: از امام كاظم عليه السلام پرسيدم اقوامى دارم كه هنگام پرداخت زكات نزد من مى‏آيند و من به آن‏ها كمك مى‏كنم و بعضى از آن‏ها را بر ديگرى ترجيح مى‏دهم، آيا چنين روشى‏ درست است؟ حضرت فرمود: آيا مستحق زكات هستند؟
گفتم: آرى، فرمود: «هم افضل من غيرهم اعطهم»
؛ يعنى آرى آن‏ها مقدم بر ديگران هستند، به آن‏ها زكات را عطا كن.
شخصى از امام صادق عليه السلام نقل مى‏كند كه حضرت فرمود: از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله سؤال شد: اىّ الصدقة افضل؟
فقال: «على ذى الرحم الكاشح»
؛ يعنى كدام صدقه برترى دارد؟ فرمود: بر خويشاوندى كه در دل نسبت به تو عداوتى دارد.
10- احياى زكات از وظايف مسئولين نظام اسلامى‏

يكى از وظايف كسانى كه قدرت و حكومت در دست آن‏هاست، اين است كه مسئله‏ى زكات را در جامعه‏ى اسلامى احيا كنند. قرآن كريم مى‏فرمايد: «الّذين ان مكّناهم فى الارض اقاموا الصلوة و اتوا الزكوة و امروا بالمعروف».



زكات دادن در حال نماز
 

قرآن كريم مسئله‏ى پرداخت زكات را حتى در حال نماز ذكر كرده كه دلالت بر اهميت و ارزش اين عمل دارد؛ «انّما وليّكم اللّه و رسوله و الّذين ءامنوا الّذين يقيمون الصلوة و يؤتون الزّكوة و هم راكعون»
؛ يعنى سرپرست و رهبر شما تنها خداست و پيامبر او و آن‏ها كه ايمان آوردند و نماز را بر پا مى‏دارند و در حال ركوع زكات مى‏دهند

روايات بسيارى از شيعه و سنى نقل شده كه اين آيه در باره‏ى حضرت على عليه السلام نازل شده كه در حال ركوع به سائل انگشتر عطا فرمود و اين نزول آيه به دليل اخلاص و ايثار آن بزرگوار بود.
الف) اين جريان دادن انگشتر به سائل را 10 نفر از اصحاب پيامبر صلى الله عليه و آله مانند ابن عباس، عمار ياسر، جابر بن عبدالله، ابوذر، انس بن مالك، بلال و ... نقل كرده‏اند و شيعه و سنى در اين شأن نزول اتفاق دارند.
ب) پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله در غدير خم براى بيان مقام حضرت على عليه السلام اين آيه‏ى شريفه را تلاوت فرمود و خود حضرت على عليه السلام نيز براى حقانيت خويش بارها اين آيه را خواند.
ج) كلمه‏ى «ولىّ» در اين آيه به معناى دوست و ياور نيست. چون دوستى و يارى مربوط به همه‏ى مسلمانان است نه آنان كه در حال ركوع انفاق مى‏كنند.
د) در فرهنگ قرآن به صدقه مستحبى هم زكات گفته مى‏شود؛ «يؤتون الزكوة»
ه) كسانى كه اهل نماز و زكات نيستند، حق ولايت بر مردم را ندارند. در جمله‏ى «انّما ولّيكم اللّه» كلمه‏ى «انّما» نشانه‏ى انحصار ولايت در افراد خاص است.
و) كارهاى جزئى مثل انفاق انگشتر، نماز را باطل نمى‏كند.

 

 سهولت و آسانى در امر زكات‏

«جاهدوا فى اللّه حق جهاده هو اجتبيكم و ما جعل عليكم فى الدين من حرج ... فاقيموا الصلوة و اتوا الزكوة و اعتصموا بالله ...»
؛ و در راه خدا جهاد كنيد چنان كه شايسته‏ى جهاد (در راه) اوست او شما را بر همه‏ى امت‏ها برگزيد و در دين (اسلام) هيچ گونه دشوارى بر شما قرار نداد.
نكته ‏ها
1- نوع احكام دين مبين اسلام از جمله پرداخت زكات، برآسانى و سهولت جعل شده به گونه‏اى كه بر فطرت پاك بشر سختى و دشوارى وارد نشود، و اين امر را در مسئله‏ ى زكات به خوبى مى‏توان متوجه شد.
از آنجا كه بر افراد مخصوص و بر اشياى خاصى زكات واجب شده كه نوع مردم به دادن زكات مكلف نيستند و علاوه در آن در تمام نعمت‏هاى الهى تنها به نُه چيز زكات تعلق مى‏گيرد. از اين رو در ابتداى آيه‏ى شريفه مى‏فرمايد:
در دين بر شما دشوارى جعل نشده و بعد دستور به نماز و زكات مى‏دهد.
از اين رو، شخصى از حضرت صادق عليه السلام در مورد زينت سؤال كرد كه آيا متعلق زكات است؟ حضرت فرمود: خير.
همچنين حضرت باقر عليه السلام فرمودند: در آنچه از زمين مى‏رويد از برنج، ذرت، ارزن، نخود، عدس، حبوبات و ميوه‏ها به هيچ يك از اين امور زكات تعلق نمى‏گيرد.
2- پرداخت زكات در كنار اقامه‏ى نماز، نشانه‏ى تشكر از نعمت خداوند است كه ما را به مسلمانى انتخاب كرد؛ «هو اجتبيكم ... فاقيموا الصلوة و اتوا الزكوة».
و تنها نبايد به برگزيده بودن و نام اسلام و مسلمانى تكيه كنيم، بلكه بايد با نماز و پرداخت زكات و تمسك به خداوند از اين افتخارات پاسدارى كنيم.

 

 زكات يكى از برنامه‏ هاى دائمى مؤمنان


قرآن كريم براى مؤمنان هفت برنامه‏ى مستمر و دائمى بيان مى‏كند:

  1. خشوع در نماز.
  2. اعراض از لغو و بيهودگى.
  3. پرداخت زكات.
  4.   پاكدامنى.
  5.   رعايت امانت.
  6.   رعايت عهد و پيمان.
  7.   محافظت بر نماز؛ «قد افلح المؤمنون ... و الّذين هم للزّكوة فاعلون».


 پيمان‏ شكنى بنى ‏اسرائيل نسبت به پرداخت زكات
 

قرآن كريم در دو آيه از سوره‏ى بقره، به بنى اسرائيل علاوه بر برپا داشتن نماز دستور پرداخت زكات مى‏دهد و در يك مورد از آنان ميثاق و پيمان گرفته كه زكات را بپردازند، اما اكثريت آنان پيمان شكنى كردند:
الف) «يا بنى اسرائيل اذكروا نعمتى الّتى انعمت عليكم ... و اقيموا الصلوة و اتوا الزّكوة و اركعوامع الراكعين».

ب) «و اذ اخذنا ميثاق بنى‏اسرائيل لا تعبدون الّا اللّه و بالوالدين احساناً و ذى القربى و اليتامى و المساكين و قولوا للناس حسناً و أقيموا الصلوة و اتوا الزّكوة ثم تولّيتم الّا قليلًا منكم و انتم معرضون»
؛ و به ياد آريد زمانى كه از بنى‏اسرائيل پيمان گرفتيم كه جز خداوند يگانه را پرستش نكنيد و به پدر و مادر و خويشان و يتيمان و بينوايان احسان كنيد و با مردم به زبان خوش سخن بگوييد و نماز بر پا داريد و زكات بدهيد، اما (شما با اين كه پيمان بسته بوديد)، جز عده‏ى كمى سرپيچى كرديد و روى گردان شديد.


 

آشكارا پرداختن زكات‏


قرآن كريم در مورد زكات واجب دستور مى‏دهد كه اگر آن را آشكارا و علنى بدهيد، بهتر است؛ «ان تبدوا الصّدقات فنعمّا هى ...».

شايه به دليل اين باشد كه اولًا: مايه‏ى تشويق ديگران به اين فريضه‏ى الهى مى‏شود، ثانياً: رفع تهمت از انسان مسلمان مى‏شود، ديگر مردم نمى‏توانند بگويند فلانى اهل زكات نيست، البته انسان انفاق مستحبى را به صورت‏ مخفيانه بدهد بهتر است. چون به اخلاص نزديك‏تر است.

 

همراه بودن زكات با نماز

در 26 مورد از آيات كريمه‏ى قرآن موضوع زكات همراه نماز ذكر شده كه در نظر ابتدايى ممكن است اين سؤال را ايجاد كند كه چگونه از ميان آن همه برنامه‏هاى عملى اسلام تنها روى اين دو نقطه انگشت گذارى شده است.
علتش اين است كه اسلام ابعاد مختلفى دارد كه مى‏توان آن‏ها را در سه قسمت خلاصه كرد: 1- رابطه‏ى انسان با خدا. 2- رابطه ‏ى انسان با خلق خدا. 3- رابطه‏ ى انسان با خودش، كه قسمت سوم در حقيقت نتيجه‏اى است براى قسمت اول و دوم.
دو برنامه‏ى نماز و زكات هر كدام رمزى است به يكى از دو بعد اول و دوم. نماز مظهرى است براى هر گونه رابطه با خدا. زيرا اين رابطه در نماز از هر عمل ديگرى بهتر مشخص مى‏شود و زكات رمزى است براى پيوند انسان با خلق خدا.
به هر حال ايمان انسان در صورتى ريشه‏دار است كه در عمل متجلى شود و انسان را از يك سو به خدا نزديك كند و از سوى ديگر به بندگانش.
در روايات اسلامى هم موضوع زكات در كنار نماز بيان شده و جالب اين كه آن قدر اين دو عبادت به يكديگر نزديك هستند كه در برخى از احاديث شرط قبولى و پذيرفته شدن نماز را پرداخت زكات دانسته‏اند.
حضرت رضا عليه السلام مى‏فرمايد: «... من صلّى و لم يزكّ لم يقبل منه صلاته»
؛ هر كس نماز بگزارد و زكات را ندهد، نماز او قبول نخواهد گرديد.
حضرت على عليه السلام مى‏فرمايد: «... ثم ان الزكاة جعلت مع الصلوة قرباناً لاهل الاسلام»
؛ زكات با نماز هر دو وسيله‏ى تقرّب به سوى خداوند براى اهل اسلام قرار داده‏ شده است.
امام باقر عليه السلام مى‏فرمايد: پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله در مسجد به شخصى فرمود: بلند شو اى فلان و به ديگرى فرمود بلند شو اى فلان، تا اين كه پنج نفر را از مسجد بيرون نمود. فرمود:
از مسجد خارج شويد، در مسجد ما ديگر نماز نخوانيد. زيرا زكات را پرداخت نمى‏كنيد؛ قال الباقر عليه السلام: «بينما رسول اللّه فى المسجد اذ قال قم يا فلان قم يا فلان ...
حتى اخرج خمسة نفر فقال اخرجوا من مسجدنا لا تصلوا فيه و انتم لا تزكّون».

 

زكات نشانه‏ ى آيين محكم و استوار


قرآن كريم نشانه‏ى دين قيّم و محكم را اخلاص در دين و اقامه‏ى نماز و پرداخت زكات مى‏داند؛ «و ما امروا الّا ليعبدوا له مخلصين له الدّين حنفاء و يقيموا الصلوة و يؤتوا الزكوة و ذلك دين القيّمة».

در حالى كه به آن‏ ها دستورى داده نشده بود، مگر اين كه خداوند را پرستش كنند و با كمال اخلاص نماز را بر پا دارند و زكات را ادا كنند و اين است آيين مستقيم و صحيح و پايدار.

 

 «فصل دوم» آثار و فوايد زكات‏
 افزايش يافتن زكات‏

برخلاف پندار بعضى از مردم كه گمان مى‏كنند اگر زكات اموال خود را بپردازند كمبودى در ثروت آن‏ها رخ مى‏دهد، قرآن كريم به ما مى‏گويد: اين چنين نيست، نه تنها كم نمى‏شود، بلكه باعث مى‏گردد اموال انسان رشد و نمو طبيعى كند و فراوان شود. چرا كه از ديدگاه قرآن كريم، خداوند ربا را نابود مى‏كند و صدقات و (زكات) را افزايش مى‏دهد؛ «يمحق اللّه الرّبا و يربى الصدقات».

از آنجا كه رباخوار به وسيله‏ى ثروتى كه در دست دارد حاصل دسترنج طبقه‏ى زحمتكش را جمع مى‏كند و گاه با اين وسيله به هستى و زندگى آنان خاتمه مى‏دهد و لااقل بذر دشمنى و كينه در دل آنان مى‏پاشد به گونه‏اى كه تدريجاً تشنه‏ى خود رباخوار مى‏گردند و جان و مالش را در معرض خطر قرار مى‏دهند.
در مقابل، كسانى كه با عواطف انسانى و دلسوزى در اجتماع گام مى‏نهند و از سرمايه و اموالى كه تحت اختيار دارند انفاق كرده و زكات اموال خويش را مى‏پردازند و در رفع نيازمندى‏هاى مردم مى‏كوشند، با محبت و عواطف مواجه مى‏گردند و سرمايه‏ى آن‏ها نه تنها در معرض خطر نيست، بلكه با همكارى عمومى رشد طبيعى خود را مى‏نمايد.
پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله مى‏فرمايد: «ما حبس عبد زكاته فزادت فى ماله»
؛ رسول خدا فرمود: هيچ كسى بر اثر حبس و نگهداشتن زكات، مالش زياد نشده است.
قرآن كريم مى‏فرمايد: شما هر چيزى را در راه خدا انفاق كنيد، او جايش را فوراً پر مى‏كند؛ «... و ما انفقتم من شى‏ء فهو يخلفه ...».

پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله هم در اين ارتباط مى‏فرمايد: «من ايقن بالخلف سخت نفسه بالنّفقة ...»
؛ كسى كه‏ جايگزينى را باور داشته باشد، نفس خود را به انفاق سخىّ مى‏سازد، بعد آيه‏ى شريفه‏ى فوق را تلاوت فرمود.
امام صادق عليه السلام مى‏فرمايد: «لو انّ احدكم اكتسب المال من حلّه و انفقه فى حلّه لم ينفق درهماً الّا اخلف عليه»
؛ اگر كسى از شما مال حلالى به دست آورد و در مسير حلال مصرف كند و انفاق نمايد، هيچ درهمى را انفاق نمى‏كند مگر اين كه خداوند عوضش را به او مى‏دهد.
با توجه به اين حقيقت كه انفاق واجب، شامل زكات هم مى‏شود، بنا بر اين صراحت قرآن و احاديث، اين مطلب را به ما خاطر نشان مى‏سازد كه هر گاه انسان زكات مال خود را بپرداز، فوراً خلأ آن پر مى‏شود و هيچ نگرانى باقى نمى‏ماند.
زيرا خداوند متعال تضمين كرده با مواهب مادى و معنوى خود، چندين برابر و گاه هزاران برابر و حداقل ده برابر به انسان عطا كند.

 

 زكات مايه‏ ى از بين رفتن گناهان‏


در قرآن كريم اسباب مختلفى براى از بين رفتن گناهان و تكفير سيئات بيان شده از جمله:

  1.  توبه؛ «توبوا الى اللّه توبة نصوحاً عسى ربّكم ان يكفّر سيئاتكم».
  2.  
  3. پرهيزكارى؛ «ان تتّقوا اللّه يجعل لكم فرقاناً ... و يكفر عنكم سيئاتكم».
  4.  
  5. هجرت و جهاد و شهادت؛ «فالّذين هاجروا و اخرجوا من ديارهم و اوذوا فى سبيلى و قاتلوا و قتلوا لاكفّرنّ عنهم سيئاتهم».
  6.  
  7. قرض الحسنة؛ «ان تقرضوا الله قرضاً حسناً يضاعفه لكم و يغفر لكم».
  8.  
  9.  پرهيز از گناهان بزرگ؛ «ان تجتنبوا كبائر ما تنهون‏ عنه نكفّر عنكم سيئاتكم».


يكى از عوامل و اسبابى كه باعث از بين رفتن گناهان انسان مى‏شود آن است كه اگر زكات به اموال او تعلق مى‏گيرد، زكات آن را پرداخت كند؛ «لئن اقمتم الصلوة و اتيتم الزّكوة ... لاكفّرنّ عنكم سيئاتكم».

امير المؤمنين عليه السلام مى‏فرمايد: «ثم ان الزكوة جعلت مع الصلوة قرباناً لاهل الاسلام. فمن اعطاها طيّب النفس بها فانها تجعل له كفارة و من النار حجاباً و وقاية»
؛ سپس به راستى زكات با نماز وسيله‏ى نزديكى و قرب براى مسلمانان (به سوى خداوند) قرار داده شده، هر كس آن را با ميل و رغبت و خوشدلى عطا كند باعث كفّاره‏ى گناهان و از بين رفتن معصيت‏هاى او مى‏شود، علاوه بر آن مانع و نگهدارِ او از آتش جهنم خواهد بود.


 زكات مايه‏ى جلب رحمت خداوند

از نظر قرآن كريم عوامل مختلفى باعث جلب رحمت الهى مى‏گردد. مانند:
الف) سكوت و رعايت ادب به هنگام تلاوت قرآن كريم؛ «و اذا قرى‏ء القرآن فاستمعوا له و انصتوا لعلكم ترحمون».

ب) اصلاح ميان برادران و رعايت تقوا؛ «فاصلحوا بين اخويكم و اتقوا الله لعلكم ترحمون».

ج) صبر و پايدارى در برابر مصائب؛ «و بشّر الصابرين ... اولئك عليهم صلوات من ربهم و رحمة».

از جمله امورى كه باعث مى‏شود كه انسان مشمول لطف و رحمت خاصه‏ى خداوند قرار گيرد پرداختن زكات است؛ «و رحمتى وسعت كلّ شى‏ء فسأكتبها للّذين يتقون و يؤتون الزكوة و الّذين هم باياتنا يوقنون»
؛ گرچه‏رحمت خداوند بسيار گسترده و وسيع است كه همه‏ى موجودات را شامل مى‏شود، اما از آيه‏ى فوق استفاده مى‏شود كه رحمت خاصه و لطف ويژه‏ى خداوند بهر كسانى است كه علاوه بر پرهيزكارى، نماز را بر پا دارند و زكات اموال خود را بپردازند.
4- زكات عامل تزكيه‏ى نفس‏

از نظر قرآن كريم هدف از بعثت انبيا علاوه بر تعليم كتاب و حكمت، تزكيه‏ى نفوس انسان‏ها بوده است كه اين حقيقت در چهار آيه از قرآن كريم بيان شده است؛ «يزكّيهم و يعلّمهم الكتاب و الحكمة».

يكى از عواملى كه باعث تزكيه‏ى نفس و عامل رشد و ترقى و تكامل روحى بشر مى‏گردد پرداخت زكات است.
زيرا در پرتو زكات هم انسان روح سخاوت و ايثار در او زنده‏ مى‏شود و هم كمك و خدمتى به محرومين صورت مى‏گيرد.
از اين رو قرآن كريم به پيامبر دستور مى‏دهد كه زكات را از مردم بگيرد تا بدين وسيله مردم رشد و كمال پيدا كنند؛ «خذ من اموالهم صدقة تطهّرهم و تزكّيهم بها».

و اگر كسى در مسير تزكيه‏ى نفس قدم برداشت به سود خويش كار كرده است. قرآن كريم مى‏فرمايد: «و من تزكّى فانما يتزكّى لنفسه».

البته به اين حقيقت بايد توجه داشت كه توفيقات انسان در مسير تزكيه‏ى نفس در پرتو فضل و لطف خداوند است؛ «و لولا فضل اللّه ما زكى منكم من احد ابداً».


زكات عامل طهارت روحى‏

از نظر قرآن كريم احكام اسلامى به منظور تطهير روح بشر از رذايل اخلاقى و نفسانى است. مانند احكام سه گانه‏ (غسل، وضو و تيمم)، گرچه به وسيله‏ى اين امور انسان طهارت ظاهرى و بدنى پيدا مى‏كند و مى‏تواند نماز بخواند كه در حديث وارده شده: «لا صلوة الّا بطهور»، اما فراتر از اين طهارت ظاهرى انسان طهارت روحى و معنوى پيدا مى‏كند.
هنگامى كه انسان به وسيله‏ى خاك تيمم مى‏كند، روح انسان از مرض كبر و غرور پاك مى‏گردد. از اين رو قرآن كريم مى‏فرمايد: «يا أيّها الّذين ءامنوا اذا قمتم الى الصلوة فاغسلوا وجوهكم ... فلم تجدوا ماء فتيمّموا صعيداً طيّباً ... و لكن يريد ليطهركم».

عامل ديگر براى تحصيل طهارت معنوى، عفت نفس و رعايت حريم ناموس ديگران است كه قرآن كريم به مردم زمان پيامبر صلى الله عليه و آله مى‏فرمايد: هر گاه خواستيد از زنان پيامبر متاعى را درخواست كنيد، از پشت پرده باشد. زيرا مايه‏ى‏ طهارت قلب شما و آن‏هاست؛ «و اذا سألتموهنّ متاعاً فسئلوهنّ من وراء حجاب ذلكم اطهر لقلوبكم و قلوبهنّ».

يكى از عوامل طهارت روح بشر پرداختن زكات است كه انسان از مرض بخل و دنيادوستى و حرص بر جمع مال پاك و پاكيزه مى‏گردد؛ «خذ من اموالهم صدقة تطهّرهم و تزكّيهم بها».

و اگر انسان به وسيله‏ى رعايت احكام اسلامى و اصول اخلاقى طهارت روح پيدا نمود، محبوب خداوند مى‏شود چنان كه قرآن كريم يكى از عوامل طهارت روح انسان را توبه از گناه مى‏داند كه در نتيجه انسان محبوب خداوند مى‏شود؛ «انّ اللّه يحبّ التّوّابين و يحبّ المتطهّرين».


 زكات و مشمول لطف خداوند شدن‏

از نظر قرآن كريم گروه‏هاى خاصى مشمول لطف خداوند هستند كه به خاطر اوصاف و افعال پسنديده‏اى كه دارند خداوند به آنان عنايت ويژه دارد. از جمله آن‏ها كسانى هستند كه زكات اموال خويش را مى‏پردازند. به آيات ذيل توجه كنيد:
الف) نيكوكاران؛ «انّ اللّه مع الّذين اتّقوا و الّذين هم محسنون».

ب) پرهيزكاران؛ «و اعلموا انّ اللّه مع المتقين».

ج) صابران؛ «ان اللّه مع الصّابرين».
د) پرداخت كنندگان زكات؛ «انى معكم لئن اقمتم الصلوة و اتيتم الزّكوة و ءامنتم برسلى».


 زكات مايه ‏ى نجات از قتل‏

از آنجا كه از نظر اسلام بت‏پرستى بايد ريشه‏كن شود. از اين رو قرآن كريم به مسلمانان دستور مى‏دهد با شدت و خشونت با مشركان برخورد كنند و با در نظر گرفتن شرايط محيط و زمان و مكان و اشخاص مورد نظر يكى از چهار امر را انتخاب كنند: كشتن، اسير كردن، محاصره كردن و بستن راه‏ها؛ «فاذا انسلخ الاشهر الحرم فاقتلوا المشركين حيث وجدتموهم و خذوهم و احصروهم و اقعدوا لهم كل مرصد».

لكن اين شدت خشونت نه به مفهوم اين است كه راه بازگشت به روى آن‏ها بسته شده باشد. از اين رو در هر لحظه بخواهند مى‏توانند جهت خود را تغيير دهند به همين علت بلافاصله مى‏فرمايد: اگر آن‏ها توبه كنند و نماز را بر پا دارند و زكات را ادا كنند، آن‏ها را رها سازيد و مزاحمشان‏ نشويد؛ «فان تابوا و اقاموا الصلوة و اتوا الزكوة فخلّوا سبيلهم».
از آيه‏ى فوق استفاده مى‏شود كه براى قبولى توبه‏ى بت‏پرستان، اداى نماز و زكات نيز لازم است و به همين دليل بعضى فقهاى اهل سنت ترك نماز و زكات را دليل بر كفر گرفته‏اند.
ولى حق اين است كه منظور از ذكر اين دو دستور بزرگ اسلامى آن است كه در تمام مواردى كه ادعاى اسلام مشكوك به نظر مى‏رسد همان گونه كه در مورت بت‏پرستان آن روز غالباً چنين بود، انجام اين دو وظيفه‏ى بزرگ اسلامى را به عنوان نشانه‏اى براى اسلام آن‏ها قرار دهند ...


 زكات عامل تحصيل خشنودى خداوند

قرآن كريم وقتى سفارش حضرت اسماعيل عليه السلام به‏ خانواده‏اش را در باره‏ى نماز و زكات مطرح مى‏كند، مى‏فرمايد: «و كان يأمر اهله بالصلوة و الزكوة و كان عند ربّه مرضياً».


 زكات همراه با بركت‏

زكات از نظر قرآن كريم همراه و ملازم با خير و بركت در زندگى انسان خواهد بود؛ به دليل اين كه واژه‏ى «زكات» با تمام مشتقاتش 32 بار در قرآن كريم مطرح شده است.
همان گونه كه واژه‏ى بركت با تمام مشتقات خود نيز 32 بار تكرار شده است و اين نشانه‏ى آن است كه زكات مساوى با بركت است.
حضرت صادق عليه السلام مى‏فرمايد: «ما ادّى احد الزكاة فنقصت من ماله و لا منعها احد فزادت فى ماله»
فردى زكات را پرداخت نكرده كه كمبودى در مال او به وجود آيد و فردى دريغ نورزيده كه فزونى در مال او حاصل گردد.
پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله مى‏فرمايد: «اذا اردت ان يثرى الله مالك فزكّه»
؛ هرگاه خواستى اموال تو افزون شود پس زكات آن را پرداخت كن.
امام باقر عليه السلام مى‏فرمايد: «الزكوة تزيد فى الرزق»
؛ زكات روزى را فراوان مى‏كند.

قداست زكات‏

از نظر قرآن كريم مسئله‏ى زكات بسيار داراى اهميت و قداست است كه خداوند متعال خودش آن را مى‏پذيرد و قبول مى‏كند و هيچ واسطه‏اى در بين نيست كه نسبت به كمتر موضوعى اين اندازه توجه و عنايت شده است؛ «الم يعلموا انّ اللّه هو يقبل التوبة عن عباده و يأخذ الصدقات و انّ اللّه هو التّوّاب الرحيم»؛ آيا ندانستند كه‏ تنها خداوند از بندگانش توبه را مى‏پذيرد و صدقات را مى‏گيرد و اين كه خداوند بسيار توبه‏پذير و مهربان است.
- زكات پشتوانه‏ى جهاد و جنگ‏

«الم تر الى الّذين قيل لهم كفّوا ايديكم و اقيموا الصلوة و اتوا الزكوة فلمّا كتب عليهم القتال اذا فريق منهم يخشون الناس كخشية اللّه او اشدّ خشية ...»
؛
آيا نديدى كسانى را كه (در مكه) به آن‏ها گفته شد فعلًا دست از جهاد برداريد و نماز را بر پا كنيد و زكات بپردازيد (اما آن‏ها از اين دستور ناراحت بودند)، ولى هنگامى كه (در مدينه) فرمان جهاد به آن‏ها داده شد، جمعى از آنان از مردم مى‏ترسيدند همان گونه كه از خدا مى‏ترسيدند، بلكه‏ بيشتر مى‏ترسيدند.
- پاداش پرداخت‏كنندگان زكات نزد خداوند

قرآن كريم مى‏فرمايد: كسانى كه داراى ايمان و عمل صالح باشند، علاوه بر آن نماز را بر پا دارند و زكات را بپردازند، اجر و مزد آنان نزد پروردگار است و در قيامت هيچ‏ نوع ترس و اندوهى براى آن‏ها نخواهد بود؛ «انّ الّذين ءامنوا و عملوا الصالحات و اقاموا الصلوة و اتوا الزكوة لهم اجرهم عند ربّهم و لا خوف عليهم و لا هم يحزنون».


زكات و تجسّم عمل‏

از ديدگاه قرآن كريم همه‏ى اعمال ما چه خوب چه بد در روز قيامت مجسم مى‏شود و انسان نتيجه و ثمره‏ى آن را مى‏بيند؛ «و وجدوا ما عملوا حاضراً»
و «يوم تجد كل نفس ما عملت من خير محضراً».

يكى از عباداتى كه در قيامت نتيجه‏ى آن به انسان مى‏رسد و آن عمل مجسم مى‏شود، موضوع پرداخت زكات است. قرآن كريم مى‏فرمايد: «و اقيموا الصلوة و اتوا الزكوة و ما تقدموا لانفسكم من خير تجدوه عند اللّه انّ اللّه بما تعملون بصير»
؛ يعنى نماز را به پا داريد و زكات را بپردازيد و آنچه را كه از عمل خير انجام مى‏دهيد و مقدم مى‏داريد، در نزد خدا در عالم قيامت مى‏يابيد به راستى كه خداوند به آنچه عمل مى‏كنيد، آگاه است.


 زكات و اخلاص‏

قرآن كريم عملى را كه از روى اخلاص انجام شود، قابل پذيرفته شدن در نزد خداوند مى‏داند؛ يعنى تنها رضايت و خشنودى خداوند محور كار و عمل باشد، از اين رو گاهى تعبير به «فى سبيل الله» مى‏كند و گاهى تعبير به «فى مرضات اللّه» مى‏نمايد و گاهى تعبير به (تريدون وجه اللّه) و تعبيرهاى مختلف ديگر: «... و ما ءاتيتم من زكوة تريدون وجه اللّه فاولئك هم المضعفون»
؛ و آنچه را به عنوان زكات مى‏پردازيد و تنها رضاى خدا را مى‏طلبيد، كسانى كه چنين مى‏كنند داراى پاداش مضاعف مى‏باشند.


 زكات و حفظ عزت مؤمنين‏

دين مبين اسلام، اهميت فوق العاده‏اى به حفظ عزّت و عظمت مؤمنين قائل شده، به درجه‏اى كه هيچ گونه ذلّت و توهين را براى مسلمانان روا ندانسته كه در برابر مسائل مادى و دنيوى، آن ارزش‏هاى معنوى و روحى خود را تنزّل دهند و به دليل رفع نياز مادى هر گونه سؤال و درخواست را مذمت نموده. زيرا قرآن مى‏فرمايد: همان طورى كه خداوند و پيامبر عزيز هستند، مؤمنين هم عزيز مى‏باشند؛ «... و للّه العزّة و لرسوله و للمؤمنين ...».

در روايت داريم شخصى آمد خدمت پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله درخواست مسائل مادى نمود. پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: برو كار كن حتّى اگر به اين صورت شده كه بارى را روى سر خود بگذارى و به اين طرف و آن طرف ببرى و به اين وسيله ارتزاق كن و از مردم بى‏نياز شو؛ «فاحمل على رأسك و استغن عن الناس».

از اين رو در موضوع زكات بسيار سفارش شده كه پرداخت كننده‏ى زكات بايد به نحوى زكات را بدهد كه گيرنده هيچ نوع احساس ذلت در خود نكند.

1. عن اسحق بن عمار قال: قال لى ابو عبدالله: «يا اسحق كيف تصنع بزكاة مالك اذا حضرت؟» قلت:

يأتونى الى المنزل فاعطيهم فقال لى: «ما اراك يا اسحق الّا قد ذلّلت المؤمنين و اياك اياك ان اللّه تعالى يقول من اذلّ لى ولياً فقد ارصدنى بالمحاربة»

اسحاق بن عمار مى‏گويد: امام صادق عليه السلام به من فرمود: زكات خود را چگونه مى‏پردازى؟ گفتم: مردم به منزل من مى‏آيند در آن هنگاه به آن‏ها زكات مال خود را مى‏دهم. امام فرمود: اين كار تو جز اين كه مؤمنين را ذليل كند چيز ديگرى نيست و از اين كار بپرهيز. چون خداوندمى‏فرمايد: هر كس دوست مرا ذليل كند با من اعلام جنگ كرده است.

2. قال: قلت لابى جعفر عليه السلام من اصحابنا يستحيى ان يأخذ من الزكاة فاعطيه من الزكاة و لا اسمّى له انّها من الزكاة. فقال: «اعطه و لا تسمّ له و لا تذلّ المؤمن»

 ابى بصير مى‏گويد: به امام باقر عليه السلام گفتم يكى از اصحاب من خجالت مى‏كشد از اين كه زكات بگيرد و استفاده كند، از اين رو من وقتى آن مال و زكات را به او مى‏دهم نمى‏گويم كه از زكات است. امام فرمود: همين كار را بكن و به او عطا كن و مبادا اسم ببرى كه اين مال از زكات است و مبادا مؤمن را به خاطر اين عمل ذليل كنى.

3.  عن يونس بن يعقوب قلت لابى عبدالله عليه السلام عيال المسلمين اعطيهم من الزكاة فاشترى لهم منها ثياباً و طعاماً و ارى انّ ذلك خير لهم قال: «لا بأس»

يونس بن يعقوب مى‏گويد: به امام صادق عليه السلام عرض كردم من به عيال مسلمين از زكات مى‏پردازم، اما بدين گونه كه براى آن‏ها از زكات لباس و غذا مى‏خرم و اين كار را بهتر مى‏دانم (كنايه از اين كه آبروى آن‏ها حفظ شده است). امام فرمود: اين عمل تو هيچ اشكالى ندارد.

4. قال ابو عبدالله عليه السلام: «لا يعطى احد اقلّ من خمسة دراهم من الزكاة»

 امام صادق عليه السلام فرمود: به كمتر از پنج درهم به فردى زكات داده نشود (يعنى احترام افراد بايد حفظ شود و حدّاقل مالى كه به اشخاص داده مى‏شود، پنج درهم ارزش داشته باشد.

 

زكات مايه ‏ى شناخت مؤمنان از منافقان‏

قرآن كريم وقتى صفات مؤمنين و منافقين را بيان مى‏كند و شرح مى‏دهد، صفات و ويژگى‏هاى اين دو گروه را به صورت متقابل ذكر مى‏كند. به تعبير ديگر عباداتى را ذكرمى‏كند كه مؤمنين به راستى و درستى انجام مى‏دهند، اما منافقين انجام نمى‏دهند و به اين وسيله مى‏توان مؤمنين را از منافقين شناخت. مثلًا مى‏فرمايد: مؤمنين امر به معروف و نهى از منكر مى‏كنند و نماز را اقامه مى‏كنند و زكات را مى‏پردازندو خدا و رسول را اطاعت مى‏كنند.
اما در باره‏ى منافقين مى‏فرمايد: آن‏ها امر به منكر و نهى از معروف مى‏كنند و در مورد انفاق و زكات، دست‏هايشان را مى‏بندند (كنايه از اين كه نمى‏پردازند) و خدا را فراموش مى‏كنند؛ «و المؤمنون و المؤمنات بعضهم اولياء بعض يأمرون بالمعروف و ينهون عن المنكر و يقيمون الصّلوة و يؤتون الزّكوة و يطيعون اللّه و رسوله ...»
و «المنافقون و المنافقات بعضهم من بعض يأمرون بالمنكر و ينهون عن المعروف و يقبضون ايديهم نسوا اللّه فنسيهم ...».

زكات و برادرى‏

از نظر قرآن كريم تمام مؤمنان با يكديگر برادر هستند؛ «انّما المؤمنون اخوة»
. در جاى ديگر مى‏فرمايد: هرگاه مخالفان شما توبه كنند و نماز به پا دارند و زكات بپردازند، آن‏ها هم در جامعه برادر دينى شما هستند؛ «فان تابوا و اقاموا الصلوة و اتوا الزكوة فاخوانكم فى الدين»
، بنا بر اين شرط برادر شدن در كنار توبه و نماز و پرداخت زكات است و اين امر بسيار بديهى است كه آنچه سبب ايجاد دوستى يا تعميق، حفظ و توسعه‏ى آن مى‏شود، خوش نيتى، خوش رفتارى، انصاف، كرم، ايثار، سخاوت و احسان به يكديگر مى‏باشد و در پرداخت زكات همه‏ى آثار ياد شده به روشنى نهفته است.

پرداخت زكات از نشانه ‏هاى نيكوكاران‏

قرآن كريم يكى از اوصاف برجسته‏ى نيكوكاران را علاوه بر اقامه‏ى نماز، پرداخت زكات و يقين به آخرت معرفى مى‏كند؛ «تلك ءايات الكتاب الحكيم* هدى و رحمة للمحسنين* الّذين يقيمون الصلوة و يؤتون الزكوة و هم بالاخرة هم يوقنون»
؛ اين آيات كتاب حكيم است كه مايه‏ى هدايت و رحمت براى نيكوكاران است همان‏ها كه نماز را بر پا مى‏دارند و زكات را پرداخت مى‏كنند و به آخرت يقين دارند.
از ديدگاه قرآن كريم اگر كسى جزو نيكوكاران شد، اجر او ضايع نمى‏شود و مشمول لطف و محبت خداوند متعال واقع مى‏شود و به رحمت الهى نزديك مى‏گردد. به آيات ذيل توجه كنيد:
الف) «انّ اللّه لا يضيع اجر المحسنين».
ب) «انّ اللّه مع المحسنين».
ج) «و اللّه يحب المحسنين».
د) «انّ رحمة اللّه قريب من المحسنين».


پرداخت زكات از نشانه ‏هاى بندگان خدا

از نظر قرآن كريم بندگان واقعى خدا نشانه‏هايى دارند از جمله:
الف) شكر؛ «و اشكروا اللّه ان كنتم اياه تعبدون».
ب) سجده؛ «و اسجدوا اللّه الّذى خلقهنّ ان كنتم اياه تعبدون».
ج) صبر؛ «فاعبده و اصطبر لعبادته».
د) بر پا داشتن نماز.

ه) پرداخت زكات.
خداوند متعال در قرآن كريم بعد از آن كه مى‏فرمايد ما انجام كارهاى نيك از جمله بر پا داشتن نماز و پرداخت زكات را به ابراهيم و يعقوب و اسحاق وحى كرديم، مى‏فرمايد: اين‏ها بندگان ما بودند؛ «... و اوحينا اليهم فعل الخيرات و اقام الصلوة و ايتاء الزكوة و كانوا لنا عابدين».

زكات فطره‏

زكات بر دو قسم است: زكات مال و زكات بدن. زكات بدن را زكات فطره مى‏نامند. قرآن كريم مى‏فرمايد: «قد افلح من تزكّى»؛ مسلماً رستگار شد كسى كه خود را تزكيه كرد.
در اين كه مقصود از تزكيه چيست تفاسير مختلفى شده‏است:
الف) پاك‏سازى روح از شرك.
ب) پاك‏سازى دل از رذايل اخلاقى و انجام اعمال صالح.
ج) زكات فطره در روز عيد فطر است كه نخست بايد زكات را پرداخت و بعد نماز عيد را به جا آورد، چنان كه در روايات متعددى از امام صادق عليه السلام اين معنا نقل شده است.
از امام كاظم عليه السلام پرسيدند از زكات فطره كه آيا مشمول آيه‏ى شريفه‏ى «اقيموا الصلوة و اتوا الزكوة» هست؟
حضرت پاسخ مثبت فرمودند؛ انّه سئل عن صدقة الفطرة اهى مما قال الله تعالى اقيموا الصلوة و اتوا الزكوة؟ فقال: «نعم».


 كيفر تلخ ترك زكات در دنيا و آخرت

ترك و بى‏اعتنايى به اين فريضه‏ى الهى، آثار تلخ و سنگينى در دنيا و آخرت براى انسان دارد.
قرآن كريم براى ترك زكات، عقوبت و پيامد سختى را در آخرت قرار داده است؛ «و لا يحسبنّ الّذين يبخلون بما اتيهم اللّه من فضله هو خيراً لهم بل هو شرّ لهم سيطوّقون ما بخلوا به يوم القيامة و للّه ميراث السموات و الارض و اللّه بما تعملون خبير»
؛ آن‏ها كه بخل مى‏ورزند و آنچه را خدا از فضل خود به آنان داده انفاق نمى‏كنند، گمان نكنند براى آن‏ها خير است، بلكه‏ براى آن‏ها شرّ است. به زودى در قيامت آنچه را در باره‏ى آنان بخل ورزيده‏اند، همانند طوقى به گردن آن‏ها مى‏افكنند و ميراث آسمان‏ها و زمين از آن خداست و خداوند از آنچه انجام مى‏دهيد آگاه است.
از جمله‏ى «سيطوّقون ما بخلوا به يوم القيمة»، استفاده مى‏شود: اموالى كه حقوق واجب آن پرداخت نشده و و اجتماع از آن بهره‏اى نگرفته است و تنها در مسير هوس‏ها فردى و گاهى مصارف جنون‏آميز به كار گرفته شده و يا بى‏دليل روى هم انباشته گرديده و هيچ كس از آن استفاده نكرده، همانند ساير اعمال زشت انسان در روز قيامت طبق قانون (تجسّم اعمال) تجسّم مى‏يابد و به صورت وسيله‏ى عذاب دردناكى در خواهد آمد.
امام باقر عليه السلام مى‏فرمايد: «الّذى يمنع الزكاة يحوّل اللّه ماله يوم القيامة شجاعاً من نار له ريمتان فيطوّقه اياه ثم يقال له الزمه كما لزمك فى الدنيا و هو قول اللّه سيطوّقون ما بخلوا»
هر كس زكات مال خود را نپردازد، روز قيامت خدا آن مال را به صورت مارى بزرگ از آتش مبدّل كرده و طوق گردن او مى‏سازد، سپس به او گفته مى‏شود همان گونه كه در دنيا به هيچ قيمت اين اموال را از خود دور نمى‏كردى، اكنون آن‏ها را بردار و از خويشتن دور ساز.

در سخنان پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و امامان معصوم عليهم السلام آثار و پيامدهاى مختلفى براى ترك زكات در دنيا نيز آمده كه به قسمتى از آن اشاره مى‏شود:

1- نيامدن باران‏
پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله مى‏فرمايد: «... و لا منعوا الزكاة إلّا حبس عنهم القطر»
؛ هيچ گروهى زكات را منع نكرد جز آن كه خداوند باران رحمت را از آن‏ها برداشته و ممنوع مى‏دارد.
2- قحطى و خشكسالى‏
پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله مى‏فرمايد: «لا تزال امّتى بخير ما تحابّوا و تهادوا و ادّوا الامانة و اجتنبوا الحرام وقروا الضيّف و اقاموا الصّلاة و اتوا الزّكاة فاذا لم يفعلوا ذلك ابتلوا بالقحط و السّنين»
؛ امّت اسلام پيوسته در خير و خوبى هستند تا مادامى كه با يكديگر محبت ورزند و به همديگر هديه بدهند و امانت را به صاحبش ادا نمايند و از حرام بپرهيزند و مهمان‏پذير باشند و نماز به پاى دارند و زكات بدهند و چون اين تكاليف را انجام ندهند، به قحطى و خشكسالى گرفتار مى‏شوند.

3- از بين رفتن چارپايان و حيوانات‏
امام رضا عليه السلام مى‏فرمايد: «... اذا حُبست الزكاة ماتت المواشى»
؛ هرگاه زكات داده نشود، چارپايان مى‏ميرند.

4- از بين رفتن بركت از زمين‏
حضرت صادق عليه السلام مى‏فرمايد: «اذا منعت الزكاة منعت الارض بركاتها»
؛ هنگامى كه زكات داده نشود، زمين بركات خود را مى‏گيرد.
از نظر قرآن كريم، اعمال خوب و بد ما در زندگى مادى و طبيعى ما اثر دارد، بركت و فراوانى نعمت در سايه‏ى انجام فرايض الهى و به تعبير ديگر در پرتو تقوا و پرهيزكارى صورت مى‏گيرد و هر گاه مردم از امور معنوى دور باشند و از ياد خدا اعراض كنند، در زندگى طبيعى دچار مشكلات و گرفتارى‏هاى فراوان مى‏شوند.
قرآن كريم مى‏فرمايد: «و لو انّ اهل القرى ءامنوا و اتّقوا لفتحنا عليهم بركات من السّماء و الأرض ...»
؛
اگر اهل آبادى‏ها ايمان به خداوند بياورند و تقوا پيشه كنند، ما بركات آسمان و زمين را به آن‏ها عنايت مى‏كنيم.
در نقطه‏ى مقابل، قرآن مى‏فرمايد: «و من اعرض‏عن ذكرى فانّ له معيشة ضنكاً ...»
؛ هر كس از ياد من اعراض كند، در زندگى سختى قرار خواهد گرفت.

5- قبول نشدن ساير اعمال‏
حضرت على عليه السلام مى‏فرمايد: «خطب رسول الله صلى الله عليه و آله خطبة الوداع قال فى خطبته: ايّها الناس ادّوا زكاة اموالكم ألا فمن لم يزكّ فلا صلاة له و لا دين له و لا صوم له و لا حجّ له و لا جهاد له»
؛ رسول خدا در خطبه‏ى وداع فرمود: اى مردم! زكات مال خود را بدهيد، هر كس زكات ندهد، نماز و دين و روزه و حج و جهاد براى او نيست (از او پذيرفته نمى‏شود).

6- مصرف شدن اموال در طريق باطل‏
*- امام صادق عليه السلام مى‏فرمايد: «من منع حقّاً للّه عزّ و جلّ انفق فى باطل مثليه»
؛ هر كس حق خدا را نپردازد، در طريق باطل اموال خويش را دو برابر مصرف مى‏كند.
*- پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله مى‏فرمايد: «من منع ماله من الاخيار اختياراً صرف اللّه ماله الى الاشرار اضطراراً»
؛ هر كس مال خود را از اخيار و خوبان جامعه دريغ ورزد و به آن‏ها ندهد، از روى اختيار مجبور مى‏شود اموال خود را به اشرار و بدان جامعه بدهد.
*- امام صادق عليه السلام مى‏فرمايد: «و اعلم انّه من لم ينفق فى طاعة اللّه ابتلى بان ينفق فى معصية اللّه عزّ و جلّ و من لم يمش فى حاجة ولىّ اللّه ابتلى بان يمشى فى حاجة عدوّ اللّه عزّ و جلّ»
؛ بدان! هر كس در مسير طاعت الهى انفاق نكند، مبتلا و گرفتار مى‏شود كه‏ در مسير معصيت خدا انفاق كند، و هر كس حاجت دوست خدا را برآورده نكند و اقدام نكند در برآوردن آن، گرفتار اين معنا مى‏شود كه در راه برآوردن حاجت دشمن خدا، قدم بر دارد.